خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
661
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
است كه به لحنى مناسب بيان شود و از قبيل عرضيات است . از همين قبيل مىتوان اين امور را برشمرد : دلالت بر غضب ، حلم ، تحقيق ، شك ، رقّت سخن ، جدّنمايى ، شوخىنمايى ، اظهار يكى و اخفاى ديگرى بر سبيل اخذ به وجوه - كه قبلا از آن نام برديم . ب - به وزن ، زيرا هر وزنى نيز محاكاتى از حالى است و ازاينرو مقتضى انفعال در نفوس است . زيرا بعضى از اوزان ، موجب طپش ، و برخى موجب وقار است . و خود حروف كلام در شعر ، محاكات از ايقاع آن احوال مىنمايد . ج - به خود كلام مخيّل ، زيرا تخييل محاكات است . شعر نه فقط محاكات امر موجود مىنمايد ، بلكه گاه امرى غيرموجود را نيز محاكات مىكند ، مانند هيأت استعداد حالى كه انتظار و توقع آن مىرود ، يا هيأت اثرى باقى از حالى كه گذشته است ، و اين مانند تصويرگرى است كه صور را بر هيأت كسى كه آمادهء ايجاد فعلى بوده يا از ايجاد آن فارغ شده و در او اثرى از آن به جا مانده ، تصوير مىكند . اين سه امر مىتوانند با همديگر يا جداجدا باشند . مثلا محاكات به لحن ، به تنهايى ، در اصوات تأليفى و به وزن ، به تنهايى ، در ايقاعات كه به دست زدن يا رقص ايجاد مىكنند و به سخن ، به تنهايى ، در نثرهاى تخييلى بدون نغمه . و محاكات به لحن و وزن در نى ، به لحن و كلام در نثرى كه همراه با نغمه باشد ، و به وزن و كلام در شعرى كه بدون نغمه ادا شود . محاكات به لحن و وزن و كلام در شعر مقرون به نغمه . علت اينكه رقص ، با لحنى ، نيكوتر و آسانتر است . اين است كه محاكات لحنى نفس را آمادهتر مىكند . غرض از محاكات ، مطابقت بر يكى از اين سه امر است : مطابقت مجرد از تحسين ، مطابقت همراه با تحسين ، مطابقه همراه تقبيح . مطابقت بدون تحسين ، مانند محاكات نقاش از صورتى محسوس . مطابقت همراه با تحسين ، مانند محاكات نقاش از صورت فرشته . و مطابقت همراه با تقبيح ، مانند محاكات نقاش از صورت ديو . ممكن است كسى غيرحيوان را در صورت حيوانى محاكات كرده يا بر محاكات غرايب قادر باشد . چنانكه پيروان مانى ، صورت رحمت و غضب را بر نيكوترين و زشتترين صورت نقش مىكنند . شاعران ، امثال اين امور را بسيار انجام مىدهند ، مثلا شعراى قديم خير را به مثابهء مردى نهاده و حكايتهايى از آن مىنمودند و همچنين شر